تبليغاتX
تورجان - بنزین برای جمکران!

تورجان


بنزین برای جمکران!

جوابيه توليت مسجد جمكران به سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي چاپ سرمقاله 22 شهريور گذشته تحت عنوان « خطر عوام زدگي و رسالت نخبگان » كه در آن نكاتي در زمينه افراط در تبليغات مربوط به مسجد جمكران وجود داشت موجب شد متولي محترم اين مسجد جوابيه اي به روزنامه ارسال دارند و خواستار چاپ آن گردند. روزنامه جمهوري اسلامي به دليل بداهت مطلب و غير وافي بودن جوابيه تصميم به چاپ نداشت لكن بعد از آنكه ملاحظه شد جوابيه به سايت ها سپرده شده و در معرض همگان قرار گرفته بر آن شد تا ضمن چاپ متن جوابيه توضيحاتي نيز درباره آن در اختيار خوانندگان گرامي قرار دهد.
اينك از شما دعوت مي كنيم ابتدا متن جوابيه را مطالعه نمائيد و سپس به توضيحات روزنامه توجه فرمائيد. ضمنا براي آنكه افرادي كه سرمقاله مورد بحث را مطالعه ننموده اند از محتواي آن مطلع شوند آنرا نيز در پايان ملاحظه خواهيد فرمود.

مدير مسئول محترم روزنامه جمهوري اسلامي
سلام عليكم
با درخواست توفيق بيشتر براي اشاعه فرهنگ اصيل اسلام و انقلاب مبارزه با مظاهر جهل و خرافات و مقابله با عوام زدگي به استحضار مي رساند از آن جا كه بخشي از سرمقاله آن روزنامه مورخ 22 شهريور 1385 مطالبي در ارتباط با مسجد مقد س جمكران بود لازم دانستم نكاتي در اين زمينه ذكر نمايم اميد است روزنامه در ستوني مناسب آن را منعكس كند.
.1 چه كسي مسجد مقدس جمكران را از نظر تقدس به گونه اي معرفي كرده كه از مساجدي مانند مسجدالحرام مسجدالنبي مسجد قبا مسجدالاقصي مسجد كوفه و سهله و مشاهد مشرفه با فضيلت تر باشد هرگاه براي اين ادعا سندي داريد آن را ارائه دهيد تا از آنان توضيح بخواهيم . زيرا ما نگران از پخش چنين شايعاتي هستيم .
مسجد مقدس جمكران به نظر ما مكان مباركي است كه در هر هفته صدها هزار نفر به آن مشرف مي شوند دو ركعت نماز تحيت و دو ركعت نماز حضرت صاحب الزمان در آن بجا مي آورند و با تضرع در پيشگاه خداوند و توسل به اوليا دين (ع ) تعجيل در فرج مولايشان را از خداوند مسئلت نموده و با توبه و انابه دل و جان خود را جلا مي دهند.
.2 از سوي چه شخصيت و يا نهادي تبليغات بي سابقه براي حضور ميليوني مردم در اين مسجد مقدس انجام گرفته و با چه وسيله اي از مردم سراسر كشور خواسته اند كه به اين مكان توجه نمايند خوب است به چنين تبليغاتي اشاره فرمائيد.
آيا تشرف علما اعلام و مراجع بزرگ تقليد مقام معظم رهبري دام ظلهم و خواص از انسانهاي وارسته و بزرگوار به اين مكان و راز و نياز با خداوند به خاطر تبليغات بي سابقه است آيا حضور صدها هزار زن و مرد و پير و جوان از نقاط دور و نزديك در شب هاي چهارشنبه را شما مستند به تبليغات مي پنداريد بدون ترديد چنين نيست . به نظر ما توجه اقشار مختلف مردم به اين مكان تنها به خاطر همان جمله كوتاه و نافذي است كه از ناحيه مقدسه حضرت بقيه الله الاعظم « ارواحنافداه » نقل شده كه فرمودند : به مردم بگو به اين مكان مشرف شده آن را عزيز شمارند و چهار ركعت نماز در آن بجا آورند. و بعد اضافه فرمودند :
« من صلاهما فكانما صلي في البيت العتيق »
نماز در اين مسجد مقدس همانند نماز در خانه كعبه مي باشد.
لطفا توضيح دهيد چه كسي ادعا كرده هركس به مسجد جمكران بيايد امام زمان (ع ) را زيارت مي كند و كجا مسئولين متعهد و متوليان امور مسجد چنين موضوعي را مطرح ساخته اند و بر فرض اگر كسي چنين جمله اي را گفته باشد آيا مي توان آن را به حساب همه گذاشت و از نقاط ضعف تبليغات مربوط به مسئولان مسجد به شمار آورد
.3 نوشته ايد مسجد جمكران بر اساس يك خواب ساخته شده است ! شما كه پيشنهاد داده ايد نخبگان با خطر عوام زدگي مقابله كنند خوب بود به يكي از مصادر تاريخي مراجعه مي نموديد و يا به نظرات صريح مراجع بزرگ تقليد توجه مي كرديد تا اينگونه بي پروا به خاطر غلبه احساسات از مباني علمي و تحقيقي فاصله نمي گرفتيد.
مرحوم محدث بزرگوار و عالم جليل القدر حضرت آيه الله حاج ميرزا حسين نوري رضوان الله عليه در كتاب شريف نجم الثاقب كه به دستور مرجع بزرگ جهان تشيع ميرزاي شيرازي (قدس سره ) نوشته شده و به تقريظ آن بزرگوار مزين گرديده . در حكايت اول از يكصد حكايتي كه در كتابش آورده به تفصيل از كيفيت احداث مسجد مقدس جمكران بحث كرده و بناي آن را به دستور حضرت بقيه الله « ارواحنافداه » دانسته است در اين حكايت تصريح شده كه دستور ساختن مسجد در بيداري صادر شده نه در خواب .
حضرت آيه الله العظمي مكارم شيرازي « دامت بركاته » در اين زمينه چنين فرموده اند :
« از جمله سمپاشي هايي كه مي كنند اين است كه مي گويند مسجد جمكران نتيجه خوابي است كه يك نفر در هزار سال پيش ديده است !
اين بي خبران غافل نمي دانند مسجد جمكران مربوط به خواب نيست بلكه در سه شنبه هفدهم ماه رمضان سال 373 هـ . ق درب خانه حسن بن مثله جمكراني را مي زنند و او را از خواب بيدار مي كنند و به او مي گويند : « اجب مولاك صاحب الزمان ... » او مي گويد دعوت را امتثال كردم و رفتم تا رسيدم خدمت امام زمان عليه السلام آن بزرگوار فرمودند : اين زمين مقدس و مورد عنايت خدا است مسجدي به دستور من اين جا بساز يعني مسجدي مي شود كه روزي كانون دلها مي شود و از سراسر دنيا به اين جا مي آيند مردم تربيت مي شوند توبه مي كنند هدايت مي شوند مشكلات شان حل مي شود جوانان همانند پروانه اطراف اين مسجد را مي گيرند. اي بي خبر اين خواب نيست اين بيداري است كه در كتابهاي معروف و معتبر نقل شده و بسياري از علما و بزرگان به اين جا اهميت داده اند و حتي مرجع سختگير و نقادي همانند آيه الله العظمي بروجردي پاي مسجد جمكران را امضا مي كند لابد يك حسابي در كار است »
خوب بود نويسنده اين سر مقاله كه خود از ارادتمندان مقام معظم رهبري مي باشد تاملي هرچند كوتاه در تعبيرات معظم له نسبت به مسجد مقدس جمكران مي نمودند و پس از آن اظهار نظر مي كردند.
رهبر بزرگوار انقلاب در ديدار مسئولين مسجد با ايشان مسجد مقدس جمكران را گنجينه فناناپذير شيعه دانسته و در نوشته خود از آن به عنوان مكان متبرك و پايگاه عظيم تشيع ياد كرده اند.
مرحوم استاد الفقها و المجتهدين حضرت آيه الله حاج شيخ مرتضي حائري (قدس سره ) مسجد جمكران را از آيات باهرات عنايت آن حضرت دانسته و فرموده اند من به صحت اين مسجد مبارك قطع دارم اقبال گسترده اقشار مختلف به مسجد مقدس جمكران عوام زدگي نيست بلكه خواص از بندگان صالح خداوند و نخبگان سطح بالاي حوزه هاي علميه از صدها سال پيش به اين مكان توجه داشته اند و شخصيتهاي بزرگي مانند ملا محمد تقي مجلسي شيخ بهائي فيض كاشاني و سايرين براي عبادت به اين مكان مشرف مي گرديدند.
در خاتمه از نويسنده محترم سئوال مي كنم آيا دعوت از مراجع بزرگ تقليد براي اقامه نماز جماعت و سخنراني در جشن هاي نيمه شعبان با حضور مداحان فاضل و متعهد در اين مراسم پخش پوسترهاي فرهنگي و نشريات متنوع در سطوح مختلف براي نمازگزاران ترويج اخلاق و آداب اسلامي توصيه به رعايت حدود و موازين ديني و انتشار دهها كتاب درباره معارف اهل بيت (ع ) و خاصه پيرامون ويژگيهاي حضرت بقيه الله « ارواحنافداه » را نبايد كار فرهنگي به حساب آورد
آيا حضور دهها چهره فاضل و محقق از برادران حوزه علميه و تعداد زيادي از خواهران تحصيل كرده و آگاه در شب هاي چهارشنبه ـ كه مسئوليت نشر فرهنگ اصيل مهدويت پاسخ به مسائل شرعي و رفع شبهات را به عهده دارند ـ ترويج خرافات و عوام زدگي بايد قلمداد كرد خوب بود با ديده انصاف به نقاط مثبت مي نگريستيد و با رعايت همه جوانب انتقاد مي كرديد زيرا تكليف شرعي چنين اقتضائي را ايجاب مي كند ما هم با آغوش باز از آن استقبال مي كرديم .
آيا سزاوار است سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي كه آرم آن مزين به قطرات خون شهدا است و مسئوليت آن به عهده برادري فاضل و مبارز جانبازي فداكار كه از يادگاران حادثه انفجار دلخراش حزب جمهوري اسلامي است دستاويزي براي سايتهاي غافل و ناآگاه و يا ضد انقلاب قرار گيرد كه نه نظام و رهبري را قبول دارند و نه معتقد به مباني مذهبي هستند.
ما انتظار داريم خط مشي روزنامه جمهوري اسلامي الگوئي براي ديگر مطبوعات باشد و همواره در راه تقويت فضائل اخلاقي و آموزه هاي اسلامي گام بردارد.
موفق و مويد باشيد والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
توليت مسجد مقدس جمكران
ابوالقاسم وافي
توضيحات روزنامه
قبل از آنكه نكاتي را در توضيح مطالب سرمقاله و جوابيه توليت محترم مسجد جمكران مطرح نمائيم لازم است يادآور شويم كه روزنامه جمهوري اسلامي احترام خاصي براي حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي وافي توليت محترم مسجد جمكران قائل است . ما ايشان را به صفاي باطن طهارت روح و سلامت نفس مي شناسيم و براي ايشان توفيقات روزافزون در انجام مسئوليتي كه برعهده دارند آرزو مي كنيم .
با اين يادآوري به ارائه توضيحات مي پردازيم .
1 ـ با اينكه جناب آقاي وافي را دوست داريم اما بدون تعارف بايد بگوئيم كه مطالب جوابيه ايشان وافي نيست . آنچه در جوابيه آمده يك مبحث علمي و فني نيست . حق اين بود كه ايشان با تكيه بر مستندات و در چارچوب مباحث فني به مقاله روزنامه پاسخ مي دادند و مثلا ثابت مي كردند كه ادعاي آن فرد جمكراني كه گفته است حضرت صاحب الامر عليه السلام كسي را به در خانه ايشان فرستاده و مكان مسجد را به ايشان نشان داده و امر فرموده اند در آنجا مسجد بسازند بر اساس كدام معيار علمي قابل قبول است . اين ادعائي است كه هر كس مي تواند مشابه آنرا داشته باشد آيا ما بايد آنرا بپذيريم يا براي پذيرش بايد مبناي خاصي داشته باشيم
2 ـ پاسخ اين سئوال متولي محترم كه چه كسي مسجد جمكران را از ساير مساجد بالاتر برده را خودشان در همين جوابيه داده اند. نظر روزنامه در سرمقاله با توجه به اشاراتي كه به بعضي دستگاه هاي تبليغاتي و افراد نمود كاملا روشن و بدون ابهام بيان شده و افراط ها را بهيچوجه به متولي محترم يا ساير دست اندركاران محترم جمكران نسبت نداده ايم ولي جوابيه را كه ملاحظه كرديم مشخص شد كه متولي محترم نيز مطالبي مطرح مي فرمايند كه از نظر علمي قابل اثبات نيست و استناد به آن وجهي ندارد. مثلا اينكه به حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا فداه و عجل الله تعالي فرجه الشريف نسبت داده شده كه ايشان فرموده اند در اين مسجد دو نماز بخوانيد و فرموده اند « من صلاهما فكانما صلي في البيت العقيق » چونكه قابل اثبات است در كجا چنين فرموده اند به چه كسي فرموده اند اين ادعا با فرموده خود حضرت در زمينه عدم رويت ايشان در دوران غيبت كبري چگونه قابل جمع است وانگهي آيا همين جمله كه به حضرت نسبت داده مي شود به معناي بالاتر بودن آن از بسياري از مساجد ديگر نيست !
3 ـ براي همه بزرگاني كه نام آنها در جوابيه آمده احترام قائل هستيم و نظر آنها را نيز محترم مي دانيم اما انتظار اين بود كه متولي محترم بجاي خرج كردن از بزرگان با استدلال هاي علمي ما را مجاب مي كردند و مطالب سرمقاله را رد مي فرمودند. تصديق مي فرمايند كه نقطه نظرها در مورد مسجد جمكران يكسان نيست و به همين دليل بايد فارغ از اين اظهارنظرها به سراغ دلايل علمي منطبق بر مباني رفت و هر چه با مباني سازگاري دارد آنرا پذيرفت .
4 ـ در جوابيه از اينكه در سرمقاله ساخت مسجد جمكران به خواب مستند شده به ما ايراد گرفته اند و آنرا به بيداري نسبت داده اند. واقعيت اينست كه اين ادعاي مستند به بيداري به دليل غيرمستند بودن متاسفانه از خواب سست تر است . دلايل غيرمستند بودن آنچه در مورد چگونگي ساخته شدن مسجدجمكران گفته شده را در ادامه اين توضيحات مي خوانيد.
5 ـ بعد از انتشار سرمقاله مورد بحث افراد زيادي از حوزه علميه قم با تماسهاي تلفني و ارسال نامه و اي ميل از روزنامه تشكر كردند و خواستار ادامه چاپ اينگونه مباحث در روزنامه شدند. از ميان اين مطالب توضيحاتي نيز در مورد آنچه محدث نوري درباره شكل گيري مسجد جمكران آورده به روزنامه واصل شده كه چون يك مبحث فني و علمي است آنرا در ادامه اين توضيحات از نظر خوانندگان گرامي مي گذرانيم .
يكي از اماكن منسوب به حضرت ولي عصر(ع ) مسجدي واقع در شش كيلومتري شهر مقدس قم است كه به مسجد جمكران مشهور شده است . در ساليان اخير با تبليغ و ترويج محافل و جريانات خاص و بعضا صاحب قدرت زائران اين مسجد رو به فزوني گذاشته و به مراتب از زائران مرقد مطهر حضرت معصومه (س ) بيشتر شده است . چه بسا افرادي هستند كه به زيارت اين مسجد رفته و سپس به علت ضيق وقت از زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (كه يكي از معدود امامزاده هاي موثق كشور است ) صرف نظر مي كنند. اين مساله و نيز عنايت ويژه افراد و جرياناتي به اين مسجد ضرورت تحقيق پيرامون اين مكان را بيش از پيش كرده است . نوشته حاضر بر آن است تا با قواعد علوم مختلف حديثي مانند علم تخريج علم رجال و... اعتبار و سنديت اين مسجد و نيز نسبت آن با حضرت ولي عصر را بررسي نمايد و گامي هر چند كوچك در مسير زدودن گرد و غبار تحريف از چهره دين و پيشوايان ديني بردارد. بعون الله و فضله .
قبل از ورود در مطلب توضيح اين نكته ضروري مي نمايد كه وجود اماكني كه مردم در آنجا بيشتر با ياد و نام پيشوايان ديني همراه شده و گام هاي معنوي بلندتري بردارند با مخالفت هيچ انسان دينداري روبرو نيست اما نكته مهم اينجاست كه آيا ما مجازيم براي بالابردن سطح معنويات در جامعه و ترويج نام و ياد پيشوايان ديني بدون سند چيزي را به آن بزرگان نسبت دهيم به عبارت ديگر آيا ما مجازيم براي رسيدن به هدف مقدس از هر وسيله و ابزاري هر چند نادرست بهره بگيريم قطعا جواب منفي است و منطق همان پيشوايان معصوم نيز چنين چيزي را برنمي تابد. بعد از ذكر اين نكته كوتاه ولي مهم وارد موضوع اصلي اين نوشته مي شويم .
ظاهرا اولين مصادري كه در دسترس ماست و ماجراي مسجد جمكران را بيان نموده اند كتب محدث نوري (متوفاي 1320 هـ . ق ) مي باشند(1 ) . وي در چهار كتاب « جنت الماوي » « النجم الثاقب » « الكلمه الطيبه » و « مستدرك الوسائل » خود به تفصيل يا به اجمال ماجراي اين مسجد را نقل كرده (2 ) و مانند هميشه كه دابش اثبات احاديث و مطالب سست و ضعيف با استناد به دلايل سست تر از اصل مطلب است در اينجا نيز سعي بليغ و كوشش وافري كرده تا مطلب را داخل در مطالب موثوق الصدور نمايد. حال آنكه براي افرادي كه حتي اندك اطلاعاتي از مباني علوم حديث شناسي داشته باشند ضعف و سستي مطلب اظهر من الشمس است . ما بيش از اين پيرامون محدث نوري و مسلك حديثي و نيز تاليفات او سخني نمي گوييم و در اين زمينه فقط به گفتار امام راحل در حاشيه شان بر كتاب كفايت الاصول اكتفا نموده و سپس مقصود اصلي مقاله را پي مي گيريم . حضرت امام (ره ) در مبحث اصولي « حجيت ظواهر كتاب » و هنگام بحث « عدم تحريف قرآن » مي فرمايند : « ... صاحب فصل الخطاب الذي كان كتبه لايفيد علما و لاعملا و انما هو ايراد روايات ضعاف اعرض عنها الاصحاب و تنزه عنها اولوالالباب من قدما اصحابنا كالمحمدين الثلاثه المتقدمين ـ رحمهم الله ـ هذا حال كتب روايته غالبا كالمستدرك ولا تسال عن سائر كتبه المشحونه بالقصص و الحكايات الغريبه التي غالبها بالهزل اشبه منه بالجد و هوـ رحمه الله ـ شخص صالح متتبع الا ان اشتياقه لجمع الضعاف و الغرائب و العجائب و مالايقبلها العقل السليم و الراي المستقيم اكثر من الكلام النافع ... » (3 ) « ... غالب كتاب هاي روايي محدث نوري مانند مستدرك الوسايل نه فايده علمي دارد و نه فايده عملي و مملو از احاديث ضعيفي است كه علماي شيعه از آنها رويگردانند و صاحب نظران از بزرگان شيعه مانند كليني و صدوق و طوسي به آنها وقعي نمي نهند. و از كتاب هاي غير روايي او نپرس كه پر است از داستان ها و حكايات عجيب كه اكثر آنها به شوخي شبيه تر است . البته اوـ كه خدا رحمتش كندـ فرد صالح و محققي بود لكن علاقه اش به جمع آوري منقولات ضعيف و عجيب و غريب و چيزهايي كه عقل سليم و نظر صائب آنها را نمي پذيرد بيشتر بود تا گردآوري مطالب نافع ... » .
محدث نوري و تمام كساني كه به ادعاي او ماجراي مسجد جمكران را ذكر كرده اند آن را از كتابي به نام « تاريخ قم » نوشته « حسن بن محمد بن حسن قمي » از معاصران شيخ صدوق و او نيز به گفته آنان از كتاب « مونس الحزين في معرفه الحق و اليقين » نوشته شيخ صدوق و طبق قول آنان صدوق ـ عليه الرحمه ـ نيز از فردي به نام « حسن بن مثله جمكراني » نقل مي نمايد. پيرامون استناد فوق الذكر نكات زير قابل توجه است :
1 ) هيچ كدام از فهرست نويسان متقدم شيعه مانند نجاشي و طوسي ـ رحمت الله عليهماـ كه كوچك ترين تصنيف و مصنف شيعي از چشم تيز بينشان پنهان نمانده است نامي از « حسن بن محمد بن حسن قمي » و نيز كتابي موسوم به « تاريخ قم » نبرده اند. علاوه بر مجامع رجالي اوليه هيچ كدام از مجامع رجالي ثانويه و جوامع رجالي متاخر شيعه نيز نامي از چنين فرد و چنين كتابي نمي برند. اصولا « حسن بن محمد بن حسن قمي » فرد مجهولي است كه نام او در هيچ كتاب رجالي يافت نمي شود و ظاهرا كتاب « تاريخ قم » هم كه به او منسوب نموده اند اصلا وجود خارجي نداشته است .
2 ) همانطور كه گفته شد فهرست نويساني مانند نجاشي و طوسي كه در تراجم و رجال سرآمد دوران خود بوده اند كوچكترين تاليف و حتي رساله اي را با ذكر نام مولف آن در كتب خود ذكر نموده اند. اما هيچ يك از آنان و نيز ديگر رجاليان متقدم ما در فهرست مصنفات شيخ صدوق كتابي به نام « مونس الحزين في معرفت الحق و اليقين » را ذكر نكرده اند(4 ) و ظاهرا اين كتاب از بافته هاي ذهن همان افرادي است كه كتاب تاريخ قم و مولف آن را ساخته و پرداخته كرده اند. اين مطلب وقتي بيشتر روشن مي شود كه توجه كنيم شيخ صدوق يكي از مشهورترين و مهم ترين روات و مولفين شيعه است و لذا كتاب هاي او نيز در غايت شهرت قرار دارند و عدم ذكر اين نام در بين مولفات او ظن به جعل اين عنوان را تقويت مي نمايد.
3 ) صرف نظر از مطالب فوق راوي اين حديث يعني ماجراي مسجد جمكران فردي به نام « حسن بن مثله جمكراني » است كه طبق قواعد علم رجال بايد از وثاقت او اطمينان حاصل كرد. اما داستان وقتي زيباتر مي شود كه بفهميم اصولا هيچ كدام از كتاب ها و جوامع رجالي متقدم و متاخر چنين نامي را اصلا ضبط نكرده اند چه رسد به اينكه در مورد وثاقت او نظر بدهند. پس « حسن بن مثله جمكراني » نيز فرد مجهولي است كه نمي توان به حديث و نقل او اعتماد نمود.
علاوه برموارد سه گانه بالا لازم است بدانيم كه اساسا محدث نوري و ديگر نقل كنندگان ماجراي مسجد جمكران را مستقيما از كتاب تاريخ قم (كه ذكر آن رفت ) نقل نكرده اند. چرا كه به اذعان آنان اصل كتاب از بين رفته و به دستشان نرسيده است و حتي علامه مجلسي ـ رضوان الله عليه ـ نيز در بحارالانوار(5 ) تصريح مي نمايد كه به اصل كتاب دست پيدا ننموده است . اما اينكه محدث نوري و ديگران چگونه به مطالب اين كتاب دسترسي پيدا كرده اند خود داستاني شنيدني دارد. به گفته آنان فردي به نام « حسن بن علي بن حسن بن عبدالملك قمي » (كه وثاقت او نيز براي ما معلوم نيست ) در سال 865 هـ . ق كتاب تاريخ قم را به فارسي ترجمه كرده است و هر آنچه كه از محتويات كتاب تاريخ قم نقل مي شود از مطالب ترجمه شده اين كتاب است . اما جالب اينجاست كه حتي اين ترجمه فارسي هم به دست محدث نوري نرسيده و او خود اذعان مي كند كه بعد از جستجوي فراوان و فحص شايع فقط به هشت باب از اين كتاب (كه در مجموع بيست باب بوده است ) دست پيدا كرده است (6 ) . و مطلب وقتي جالب تر مي شود كه بفهميم شيخ آقا بزرگ تهراني كتاب شناس شهير كه از شاگردان محدث نوري بوده است حتي به اين هشت باب هم دسترسي پيدا ننموده و در الذريعه تصريح مي كند كه در زمان ايشان فقط پنج باب از اين كتاب يافت مي شود(7 ) . حال آيا امروزه دسترسي به آن پنج باب ميسر است يا از زمان صاحب الذريعه تا امروز آن نيز از بين رفته است خدا عالم است !
تمامي آنچه كه تا به حال گفته شد مربوط به نقد سندي اين ماجرا بود اما اگر بخواهيم به نقد متني آنچه كه از زبان حسن بن مثله نقل نموده اند و به ماجراي مسجد جمكران مشهور شده است بپردازيم توضيحاتي بسيار بيشتر از آنچه در باب نقد سند گفتيم خواهيم داشت كه ما به علت پرهيز از اطاله كلام از ذكر آنها خودداري نموده و آن را به مجالي ديگر وامي نهيم .
لذا با توجه به اين مطالب به جرات مي توان گفت كه مسجد جمكران و منسوب بودن آن به حضرت ولي عصر شديدا مورد تشكيك بوده و طبق قواعد دانش حديث شناسي نمي توان هيچ گونه اعتباري براي آن قائل بود. والله اعلم بالصواب .
پاورقي ها
(1 ) البته محدث نوري از آقا محمدعلي كرمانشاهي (فرزند وحيد بهبهاني ) در حواشي اش بر نقد الرجال تفرشي و نيز سيد نعمت الله جزايري در مخطوطاتش به عنوان افرادي نام مي برد كه قبل از او ماجراي مسجد جمكران را نقل كرده اند (جنت الماوي چاپ شده به همراه بحارالانوار الطبعه الثالثه دار احيا التراث العربي بيروت ج 53 ص 234 ) اما اين دست نوشته ها فقط در اختيار خود محدث نوري بوده و به دست ما نرسيده است . همچنين شيخ آقابزرگ تهراني از كتابي به نام خلاصه البلدان تاليف سيدمحمد بن هاشم رضوي قمي نام مي برد كه كتاب خود را در سال 1179 هـ.ق . تاليف كرده و در آن ماجراي مسجد جمكران را نقل كرده است (الذريعه الطبعه ثالثه دارالاضوا بيروت ج 7 ص 215 ) . لكن اين كتاب نيز به دليل عدم شهرت و اهميت استنساخ يا چاپ نشده و باز هم به دست ما نرسيده است . لذا مجددا تاكيد مي نماييم كه اولين و كهن ترين مصادري كه در دسترس ما هستند و ماجراي مسجد جمكران را نقل نموده اند كتب چهارگانه محدث نوري مي باشند.
(2 ) جنه الماوي چاپ شده به همراه بحار الانوار ج 53 ص 230 ـ 234 ; النجم الثاقب علميه اسلاميه تهران صص 212 ـ 215 ; الكلمه الطيبه چاپ سنگي بمبئي ص 337 ; مستدرك الوسايل الطبعه الثانيه موسسه آل البيت بيروت ج 3 صص 432 ـ .447
(3 ) انوار الهدايه في التعليقه علي الكفايه الطبعه الاولي موسسه تنظيم و نشر آثار الامام الخميني ج 1 صص 244 ـ .245
(4 ) رجال النجاشي الطبعه الخامسه موسسه نشر الاسلامي صص 389 ـ 392 الفهرست الطبعه الاولي موسسه نشر الفقاهه صص 237 ـ .238
(5 ) بحارالانوار ج 1 ص .42
(6 ) جنه الماوي چاپ شده به همراه بحارالانوار ج 53 ص .234
(7 ) الذريعه ج 3 ص .276


خطر عوام زدگي و رسالت نخبگان
بسم الله الرحمن الرحيم
حدود 30 سال قبل كه اولين نشانه هاي فرسودگي رژيم فاسد و منحط پهلوي آشكار شد و بارقه هائي از به ثمر رسيدن مبارزات مردم و پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني به چشم ها خورد اصحاب فكر و فرهنگ در برابر ديدگان منتظر خود افقي را ترسيم مي كردند كه در آن هيچ جائي براي جهل و خرافه و نيرنگ وجود نداشت و همه چيز در خدمت بالا بردن سطح فكر مردم و رشد فرهنگي در سايه دين و معنويت قرار داشت .
انقلاب اسلامي كه پيروز شد متفكر بزرگ و دنياشناس دين آشناي ما آيت الله بهشتي درحاليكه از اين پيروزي مبتهج بود و از اينكه شاهد تولد نظام جمهوري اسلامي از اين خيزش مردمي است شاداب تر از هميشه به نظر مي رسيد گفت : انقلاب ما انقلاب ارزشهاست .
تهاجم نظامي صدام و حزب بعث عراق به ايران اسلامي كه شروع شد و مردم فوج فوج دست از كار و زندگي كشيدند و به جبهه رفتند و معنويت همه جا را گرفت امام خميني در جمع مردم مشتاقي كه براي زيارت مقتداي خود به جماران رفته بودند درست در گرماگرم دفاع مقدس فرمودند : مردم ايران الهي شده اند.
بازار قرآن و نهج البلاغه و نهج الفصاحه و صحيفه سجاديه رونق گرفت حوزه هاي علميه با استقبالي بسيار بيش از ظرفيت و امكانات خود از سوي جوانان مشتاق علوم ديني اعم از پسران و دختران مواجه شدند دروس معارف ديني به مواد درسي دانشگاه ها افزوده گرديد در نيروهاي مسلح عطش آشنائي با معارف ديني و معنويات زمينه تشكيل دايره هاي عقيدتي سياسي را فراهم ساخت رهبران انقلابي گفتند و تاكيد كردند كه انقلاب ما برپايه هاي فرهنگي استوار است و البته اگر اين را نمي گفتند نيز همه چيز خود به خود نشان مي داد كه اين انقلاب و اين نظام حكومتي برپايه هاي فرهنگي استوار است آنهم فرهنگي مبتني بر دين ديني كه بيشترين مبارزه را با جهل و خرافه در كارنامه خود دارد و آيه شريفه « هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون » شعار آنست كه حديث نبوي « نوم علي علم خير من صلوه علي جهل » بر پرچم آن نقش بسته است ...
انصافا كه اين مردم و اين نظام در وادي تعالي فرهنگي با سرعت و قوت به پيش رفتند و در همه زمينه هاي علمي خوش درخشيدند. اينهمه پيشرفت كه در توليد علم نصيب شده از بركات اين انقلاب و اين نظام است . توليد و تكثير و انجماد سلولهاي بنيادي و مداواي بسياري از بيماريها بوسيله آن پيشرفت افتخارآميز در نانوتكنولوژي دست يابي به قدرت دفاعي چشمگير در صنايع نظامي بومي ساختن فناوري هسته اي از توليد مواد لازم براي غني سازي اورانيوم تا آب سنگين و تا ساخت قطعات و تكميل سانتريفيوژ و رسيدن به چرخه سوخت هسته اي بخشهائي از اين توفيقات هستند.
با اينهمه بايد اذعان كنيم كه جامعه اسلامي و انقلابي ما بشدت در معرض عوام زدگي قرار دارد. آن پيشرفت هاي علمي فقط درصورتي كارساز و سرنوشت ساز خواهند بود كه با معنويت همراه باشد. مردم ما به بركت انقلاب اسلامي آمادگي كم نظيري براي سيراب ساختن روح خود از زلال معنويت و معارف اسلامي نشان داده اند و ميدهند. اينهمه استقبال از مناسبت هاي مذهبي اينهمه حضور در صحنه هاي ايثار و فداكاري و اينهمه سرمايه گذاري در عرصه هاي مربوط به امور مذهبي همه از آمادگي مردم براي رشد و تعالي معنوي حكايت دارد. اما متوليان امور معنوي و فرهنگي به معناي عام براي سيراب ساختن اينهمه روح تشنه معنويت چه كرده اند
به همين مراسم نيمه شعبان نگاه كنيد. اعتقاد به مهدي موعود آنگونه كه در فرهنگ و معارف شيعه وجود دارد مترقي ترين و با معنويت ترين اعتقاد مذهبي است . مردم ايران بصورت خودجوش براي عيد نيمه شعبان سرمايه گذاري مي كنند. چراغاني ها پذيرائي ها و برپائي مجالس جشن در نيمه شعبان بي نظير است . اما از اينهمه آمادگي و از اين فضاي مهيا واقعا چه استفاده اي براي رشد معنويت و بالا بردن سطح فكر و فرهنگ ديني مردم صورت ميگيرد از زلال معارف ديني چه مقدار به كام تشنه اين مردم كه خود براي سيراب شدن مراجعه مي كنند و اصرار ميورزند ريخته مي شود
ايكاش جواب اين بود كه هيچ ! متاسفانه جواب واقعي اينست كه نه تنها مردم را از زلال معنويت و معارف ديني سيراب نمي كنيم بلكه تا آنجا كه ممكن است خرافات و مطالب سطحي و تحريف شده به آنها تحويل ميدهيم . عناصر بي سواد ميدان دار جشن شده اند و مردم مشتاق را از نظر فكري سطحي بار ميآورند و از نظر جسمي نيز برخلاف نظر صريح رهبري معظم و مراجع عظام تقليد به تحركات جسمي ناسازگار با شان پيشوايان ديني واميدارند.
تلويزيون نيز به بلندگوئي براي همين حضرات تبديل شده و با نمايش اين تحركات و پخش آن مطالب سطحي به ترويج عوام زدگي دامن ميزند. شنيدن كلماتي از قبيل چشمون مست و ماه پيشوني و ابروي كموني و كجائي تا دورت بگردم در مداحي ها و حتي آگهي هاي تبليغاتي ايام نيمه شعبان از سيماي جمهوري اسلامي كه بايد به فرموده امام خميني رضوان الله تعالي عليه براي عموم مردم به منزله دانشگاه باشد تاسف شديد همه كساني كه خطر عوام زدگي و رشد سطحي نگري مذهبي را ميدانند و به عواقب آن ميانديشند را برمي انگيزد.
اين انتقاد و اظهار تاسف به معناي ناديده گرفتن نقاط قوت صدا و سيما نيست بلكه هشداري است براي بيان اين واقعيت تلخ كه ترويج سطحي نگري و دامن زدن به عوام زدگي بويژه در زمينه معارف ديني علاوه بر آنكه نتايج تلاش هاي ديگر را برباد ميدهد جامعه را دچار خطر سست اعتقادي و سپس بي اعتقادي به مباني ديني مي كند. مسئولين فرهنگي و تبليغاتي ما نبايد به كميت ها دل خوش كنند. تشكيل دهندگان كميت هاي محروم از كيفيت همانهائي هستند كه به راحتي از دين به بي ديني گرايش پيدا مي كنند و در همين دو دهه اخير مشاهده كرديم كه همين ها از افراطي ترين طرفداران انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به افراطي ترين مخالفان اين انقلاب و اين نظام تبديل شدند. فردي كه چندي قبل از كاخ كرملين تا هاليود و تا دربارهاي اروپائي همه جا پرسه زد و كاسه گدائي دموكراسي به دست از بي هويت ترين دشمنان انسانيت تمناي هويت كرد قبل از آنكه به اين وادي درغلطد از پستان چركين عوام زدگي ديني ارتزاق ميكرد و از افراطي ترين افراد در حمايت هاي غلط از انقلاب و نظام و از نظر خودش ارزشهاي اسلامي بود.
وقتي ما مسجد جمكران را تا آنجا از نظر تقدس بالا مي بريم كه از مساجدي مثل مسجدالحرام مسجدالنبي مسجد قبا مسجدالاقصي مسجد كوفه و مسجد سهله نيز با فضيلت تر جلوه مي كند و بر مشاهد مشرفه نيز تقدم مي يابد و اعلام مي كنيم كه حدود سه ميليون نفر در شب و روز نيمه شعبان به زيارت اين مسجد آمده اند و با تبليغات بي سابقه خيل مردم تشنه معنويت را از نقاط مختلف كشور به جمكران مي كشانيم و سخنان مداحاني را كه به مردم وعده ميدهند در اينجا امام زمان عليه السلام را زيارت خواهند كرد و از اينجا حاجت روا برخواهند گشت و البته ميدانيم كه نه زيارتي در كار است و نه اتفاق ديگري ميافتد انتظار داريم در دراز مدت اين مردم چقدر به اين تبليغات معتقد بمانند و پايه هاي فكري آنها دچار لرزش و پوكي نشود مسجدي كه براساس يك خواب ساخته شده حداكثر اينست كه مثل ساير مساجد محترم است اما بر چه مبنائي اينهمه تبليغات و معجزه و كرامت براي آن ميسازيم و به خورد خلق الله ميدهيم براي آشنائي با عواقب اين كارها به پرونده افرادي كه با سواستفاده از عوام زدگي مردم خود را رابط امام زمان يا ملاقات كننده با امام زمان و يا حتي خود امام زمان معرفي كرده اند و چه اعتقادات ديني را كه از بين برده اند و چه خانواده ها را متلاشي كرده اند و چه وهن ها كه براي دين بوجود آورده اند مراجعه كنيد و نسبت به خطر عوام زدگي هوشيار باشيد.
متاسفانه ساير جشن ها و عزاداري هاي ديني ما نيز اكنون گرفتار عوام زدگي و سو استفاده سوداگران و فرصت طلبان است و فرياد رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام نيز از تحريفات و خرافات و سطحي نگري هائي كه در جشن ها و عزاداري ها دامن زده ميشود بلند است . اما آيا از اين نوشتن ها و آن فريادها اگر يك نهضت فكري متكي بر پشتوانه هاي عملي آنها را همراهي نكند كاري ساخته است ! پاسخ قطعا منفي است . بنابر اين دلسوزان دين و نخبگان فكري و علمي بايد وارد صحنه شوند و با خطر عوام زدگي مبارزه اي سخت را آغاز كنند و البته تا رسيدن به نتيجه قطعي از پاي ننشينند.

خطر عوام زدگی و رسالت نخبگان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 17:36  توسط علی اشرف فتحی  |