تبليغاتX
تورجان

تورجان


خداحافظ بلاگفا!

دیگر در اینجا نخواهم نوشت. نوشته های خودمانی را هم در سایت تورجان بخوانید. خداحافظ بلاگفا!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 21:32  توسط علی اشرف فتحی 

نکته بینی های مرحوم آقای بهجت

کم کم طلبه هایی که سر درس میان بیشتر می شن و در این میان، طلبه های سال اولی جنب و جوش بیشتری دارن. کلاً وقتی که سال اولی هستی، احساس معنوی و درونی خاصی داری. یادش به خیر وقتی ده سال پیش توی همین روزها وارد حوزه شدم، هر روز برای نماز صبح به مسجد مرحوم آقای بهجت می رفتیم که اون روزها خیلی خلوت تر بود و آقای بهجت خیلی معروف نشده بود هنوز. آقای بهجت نماز جماعت رو خیلی دیرتر از بقیه می خوند. مثلاً نماز صبح رو نزدیکی های طلوع آفتاب می خوند. یادمه یه بار یکی از دوستان طلبه ام که جسورتر از من بود بعد نماز رفت از ایشون پرسید مگه حدیث نداریم که اگه کسی نماز مغرب رو بعد طلوع ستاره ها بخونه ملعون واقع می شه؟! آقای بهجت نگاهی به این دوستمون کرد و گفت که شما مأمور به رساله اید نه حدیث!

واقعاً جواب آقای بهجت عالی بود. اگه قرار باشه هرکسی بره احادیث رو بدون داشتن علم رجال و درایه و لغت عرب و ... عمل کنه دیگه سنگ رو سنگ بند نمی شه. هر علمی مقدمات خاصی داره و فهم حدیث هم به این راحتی ها نیست. مرحوم آقای بهجت از این نکته بینی ها زیاد داشت. کم حرف می زد ولی خیلی حرفاش پرمغز بود. واقعاً جاش این روزا خیلی خالیه.

امروز هم مثل دیروز حاج حسن آقا خمینی نه برای تدریس اومد و نه سر درس آقای محقق حاضر بود. ولی پسرعمه شون آقا مسیح بروجردی سر کلاس آقای زنجانی امروز هم حضور داشت. آقای زنجانی سر درس امروز که درباره کفارات روزه هستش، اشاره ای به یکی از دیدگاه های امام خمینی در زمینه اصول فقه کرد و طبق معمول، اونو نقد کرد و نپذیرفت. آقای زنجانی وقتی از امام اسم می بره، از عبارت « مرحوم آقای خمینی» استفاده می کنه که چندان در فضای حوزه رایج نیست. البته قطعاً این به معنای بی احترامی به امام نیست. نوه های امام (آقا مسیح بروجردی، حاج حسن آقا خمینی و اخوی ایشون آقا یاسر) و فرزندان آقای خامنه ای از شاگردان قدیمی آقای زنجانی هستن. همونجور که آقای خاتمی رییس جمهور قبلی هم قبل از انقلاب شاگرد ایشون بوده و هنوزم روابط خیلی صمیمانه ای با آقای شبیری داره.

آقای شبیری زنجانی که دیروز اعلام کرده بود یکشنبه و دوشنبه رو تعطیل نمی کنه، امروز اعلام کرد که چون فردا قراره بیشتر درس های حوزه تعطیل باشه، ایشون هم درس نمی دن. با این حساب فردا به روایت اکثر مراجع تقلید می شه هشتم شوال و سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع. همونجور که دوشنبه قبل رو هم اکثرشون اول شوال و عید فطر اعلام کردن.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 16:9  توسط علی اشرف فتحی 

سلام مدرسه

سال تحصیلی جدید حوزه علمیه قم هم از امروز شروع شد و بعد سه ماه تعطیلی، مرکز شهر قم باز هم به عرصه جنب و جوش طلبه ها برای شرکت در کلاس های درس شده. ما هم طبق روال سابق در دروس حضرات آیات آقا موسی شبیری زنجانی و سید علی آقای محقق داماد شرکت کردیم. درس آقای محقق هر روز ساعت نه و ربع تا ده صبح در مدرسه دارالشفا و آقای زنجانی هم ساعت ده و ربع تا یازده هر روز در مسجد اعظم قم برگزار می شه.

حاج حسن آقای خمینی هم که از شاگردان قدیمی آقای محقق هستن، امسال هم قراره ساعت هشت و ساعت ده دو تا درس بگن، مکاسب شیخ انصاری و کفایه آخوند خراسانی. البته حاج حسن آقا امروز نه به درس آقای محقق اومد و نه سر دو تا کلاس خودشون. نمی دونم با توجه به اوضاع کنونی و انتظاراتی که از ایشون از طرف هر دو گروه متخاصم وجود داشته و داره، ایشون مثل سال های قبل به فعالیت های علمی در قم می پردازن یا محدودیت هایی برای ایشون ایجاد می شه که تا کمتر اذیت بشن.

توی درس خارج آقای زنجانی هم آقا مسیح بروجردی - نوه دختری امام – مثل سال های قبل بودن و توی فرصتی که به دلیل تأخیر آقای زنجانی پیش اومده بود، یه لحظه دیدم که دارن با گوشی همراهشون از من و مرتضی عکس می گیرن! لابد خواستن کار منو تلافی کنن که زمستون پارسال از ایشون عکس گرفته بودم و توی این وبلاگ گذاشته بودم. بعداً وقتی عکس خودشون رو توی وبلاگم دیده بودن، منو که دیدن بهم گفتن: خیلی نامردی! امروز هم نامردی منو تلافی کردن و البته من هم کم نیاوردم و از ایشون عکس گرفتم!

اگه طبق نظر اکثریت مراجع تقلید، دوشنبه رو عید فطر بدونیم، دوشنبه می شه هشتم شوال و سالگرد تخریب قبور ائمه بقیع. آقای وحید خراسانی پس فردا رو تعطیل اعلام کرده، ولی آقای زنجانی گفتن که به دلیل کثرت تعطیلات، نه فردا تعطیله و نه پس فردا. فردا بنا به تقویم رسمی کشور هشتم شواله. رفتار متفاوت آیت الله وحید خراسانی قابل درکه. آقای وحید حساسیت خاصی نسبت به اینطور مسائل داره.

همین نوشته در آینده

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 16:1  توسط علی اشرف فتحی 

بوی ماه مهر

پریروز اول ماه مهر بود و من به یاد اول مهر 22 سال پیش افتادم که مرحوم پدربزرگم منو که حسابی از مدرسه رفتن می ترسیدم به مدرسه برد و قول داد وقتی توی کلاسم اونم بیرون بمونه و تنهام نذاره! وسطای کلاس بود که اومدم بیرون و دیدم پدربزرگم نیست! زدم زیر گریه و چون خیلی خیلی خجالتی بودم و هستم! از طرفی هم به خاطر اینکه تا هفت سالگی نمی تونستم فارسی حرف بزنم،توی مدرسه هم که همه فارسی حرف می زدن، واسه همین بیشتر احساس تنهایی می کردم! به یه زوری تا ظهر اون روز سر کردم و اومدم خونه تا پدربزرگم رو دعوا کنم!

کلاس اول ابتدایی رو ما زیر بمباران هوایی عراقی ها خوندیم. چند بار وسط کلاس به دلیل حمله هوایی مجبور شدیم به پناهگاه مدرسه کناری (مدرسه ادب زنجان) فرار کنیم. چند هفته هم، همه مدارس کشور تعطیل بود و از طریق برنامه های فوق العاده شبکه اول تلویزیون درس می خوندیم.

پ ن 1: با این پست به قولم عمل کردم و خودمونی نوشتم ... مثل دو سه سال قبل. یادتون نره نوشته های جدی جدی من و مرتضی رو توی وبلاگ جدیدمون بخونید! تورجان دات کام

پ ن 2: پریروز از میدون  هفت تیر رد می شدم. چشمم افتاد به ساختمون پلمپ شده روزنامه کلمه سبز (روزنامه اصلی میرحسین) و نشر بقعه (مرکز نشر آثار شهید بهشتی). به ذهنم اومد که بهتره فرهنگستان پیشنهاد بده از این به بعد هنگام ذکر نام این میدون، حرف تای کلمه هفت رو ساکن بخونن نه مکسور!

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 9:23  توسط علی اشرف فتحی