مقایسه نتایج انتخابات تهران در مجلس هفتم با مجلس هشتم نشان دهنده کاهش محسوس مشارکت مردمی در سیاسی ترین شهر ایران است. علاوه با کاهش تعداد کل آرای مأخوذه که با در نظر گرفتن افزایش آمار واجدین شرایط در چهار سال گذشته، علامت هشدارآمیزی برای حاکمیت است، تعداد آرای دکتر حداد عادل نیز که در هر دو انتخابات نفر نخست پایتخت بوده و در انتخابات اخیر در صدر هر دو لیست اصولگراها قرار داشته، نسبت به چهار سال قبل کمتر شده است. همچنین نتیجه نهایی شمارش آرای تهران نشان می دهد که بر خلاف ادعای مسؤولین، کمتر از سی درصد واجدین شرایط تهرانی به پای صندوق های رأی رفته اند. در انتخابات مجلس هفتم نیز ابتدا ادعا شد که بیش از شصت درصد مردم در انتخابات شرکت کرده اند. ولی الحمدلله! پس از چهار سال پذیرفتند که تنها حدود پنجاه و یک درصد مردم در انتخابات جنجالی مجلس هفتم شرکت کرده اند. همانند پنج سال گذشته، بیشتر ساکنین شهرهای بزرگ رأی نداده اند. تحریم انتخابات از سوی بیش از هفتاد درصد تهرانی ها پیام ناگواری برای دوستداران ایران و انقلاب است. شهرهای کوچک نیز وضعیت چندان حماسی ندارند! در همین زنجان خودمان به یاد دارم که در انتخابات مجلس پنجم در سال 1374 نفر اول شهر(دکتر سید محسن نجفیان) که یک اصلاح طلب خط امامی بود بیش از هفتاد هزار رأی آورد. ولی نفراول انتخابات امسال (پروفسورنصیری) که او هم یک اصلاح طلب به شمار می رود تنها با پنجاه و شش هزار رأی حائز اکثریت آرا شده و به مجلس راه یافته است. البته ناگفته نماند که انتخابات سال 1374زنجان از سوی شورای نگهبان باطل شد و در پی آن شهر به حالت نظامی درآمد تا از اعتراض انبوه هواداران دکتر نجفیان جلوگیری شود. میزان دخالت تقلب آمیز نظامیان در آن انتخابات به حدی بود که اعتراض شدید امام جمعه فقید زنجان مرحوم آیت الله موسوی زنجانی در خطبه های نماز جمعه را در پی داشت. به هرحال فکر نمی کنم انتخابات اخیر مجلس آنقدرها هم که تبلیغ می شود حماسی بوده باشد! حتی اصلاح طلبان نیز نتوانستند مشارکت واقعی( و نه قومی منطقه ای) را بهبود بخشند. روز انتخابات وقتی به چند صندوق واقع در چند منطقه پر تردد و حساس جنوب شهر تهران سر زدم با استقبال اندک پایین شهری ها مواجه شدم. البته در یکی از این صندوق ها که دقایقی توقف کردم دیدم که بیشتر رأی دهنده ها به لیست اصلاح طلبان رأی می دهند. از انتخابات که بگذریم، این آخرین پست سال 1386 است. برای تعطیلات و امر خطیر استراحت به زادگاهم زنجان می روم و ایام عید را در روستای تاریخی توریستی گلابر خواهم بود. هرچند کاش به جای ما که نه سر پیازیم و نه ته پیاز! سیاستمداران و مسؤولین به این امر خطیر همت می گماشتند تا حال و روزمان بهتر از این می شد! تصویر این روستا را که زادگاه پدر و مادرم هست می بینید. این عکس را سید مرتضی ابطحی عزیز شهریور سال 1385 گرفته است... پس تا بعد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 10:46  توسط علی اشرف فتحی
|


چهارشنبه گذشته 22اسفند ماه مریم فیروز از نخستین زنان مبارز تاریخ معاصر ایران در سن نود و چهار سالگی در تهران درگذشت.+ وی از یک خاندان بانفوذ و نامدار ایرانی بود. پدرش عبدالحسین میرزا فرمانفرما داماد مظفرالدین شاه قاجار و رییس الوزرای(نخست وزیر) اواخرعصر قاجار بود. فرمانفرما همچنین از سرمایه داران شاخص روزگار خود بود. دکتر محمد مصدق نیز پسر عمه مریم فیروز بود. 
مریم ابتدا عروس محتشم السلطنه اسفندیاری رییس مجلس دوران رضاشاه شد. شوهرش سرهنگ عباسقلی اسفندیاری بنا به گفته مریم در خاطراتش، از افسران سرشناس و خوشنام ارتش بود. ولی پس از درگذشت فرمانفرمای بزرگ، دخترش مریم از همسرش جدا شد و مدتی بعد با نورالدین کیانوری نوه پسری شیخ فضل الله نوری و از سران حزب توده ازدواج کرد. مریم فیروز که با وجود چنین خاندان سرشناسی، پشت پا به جایگاه فکری سیاسی خود زده بود، به "شاهزاده سرخ ایران" مشهور شد. او با حضور فعال در حزب توده، سازمان زنان این حزب را رهبری کرد. در جریان نهضت ملی شدن نفت، وی که دختر دایی مصدق بود رابط نخست وزیر و حزب توده شد. فعالیت وی در دوران پهلوی دوم منجر به صدور حکم اعدامش شده و از این رو وی و شوهرش به تبعیدی ناخواسته از ایران تن دادند. با پیروزی انقلاب اسلامی آنها به ایران بازگشتند و حزب توده را دوباره فعال کردند.
در سال 1361 وی و دیگر سران توده به اتهام خیانت بازداشت و زندانی و یا اعدام شدند.+ با این حال هاشمی رفسنجانی سال گذشته در مصاحبه ای بر بی گناهی حزب توده صحه گذاشت. + کیانوری و فیروز پس از آزادی، به زندگی همراه با سکوت خود در تهران ادامه دادند. کیانوری آخرین دبیر کل حزب توده هشت سال پیش درگذشت و اکنون همسرش نیز در کنار او در بهشت زهرا آرام گرفته است.+ اخبار درگذشت وی را در اینجا بخوانید.همچنین می توانید فیلمی از اواخر حیات وی را در اینجا ببینید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 0:38  توسط علی اشرف فتحی
|

ایسنا ساعاتی قبل، خبر مهم ولی بی سر و صدایی را مخابره کرد.آيت الله العظمي وحيد خراساني از مراجع تقليد مهم شیعه صبح دیروز با حضور در بيت امام خميني(ره) در جماران با همسر و خانواده بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ديدار کرده است. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين ديدار که حجت الاسلام و المسلمين سيد حسن خميني نيز حضور داشته؛ آيت الله العظمي وحيد خراساني ياد و خاطره امام راحل و فرزندان ايشان به خصوص يادگار امام راحل، حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني(ره) را گرامي داشت. برای کسانی که از روابط و فضای فکری درون حوزه قم، آگاهی دارند، چنین خبری حایز اهمیت است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 0:2  توسط علی اشرف فتحی
|

در لابه لای اخبار تکراری و خسته کننده انتخابات، علی دهباشی به ایسنا گفته است که فریدون آدمیت پژوهشگر نامدار ولی گوشه گیر تاریخ معاصر که ۸۷ ساله است در بیمارستان بستری شده است.به گزارش خبرنگار بخش فرهنگ و ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بهگفتهي علي دهباشي، او بهدليل عارضهي گوارشي در بيمارستان بستري شده است. اين نويسندهي آثار تاريخي پيشتر نيز به بيماري ريوي مبتلا بوده است. فريدون آدميت متولد سال 1299 در تهران، اولين اثر خود را با عنوان «اميركبير و ايران» وقتي كه 20ساله بود، منتشر كرد. در دارالفنون تحصيل كرد و براي ادامهي تحصيل به دانشكدهي حقوق و علوم سياسي رفت. سپس از دانشگاه اقتصاد و علوم سياسي لندن موفق به دريافت دكتري تاريخ روابط ديپلماسي شد. او كه در سال 1330 بهعنوان جوانترين سفير ايران در سازمان ملل معرفي شده بود، بهگفتهي عبدالله شهبازي - تاريخپژوه -، بهدليل مخالفت با مواضع دولت وقت و انتشار نامهاي در مخالفت با جدايي بحرين از ايران، زودتر از موعد بازنشسته شد و پس از آن تنها به انتشار آثاري در زمينههاي تاريخي پرداخت. كتاب «بحرين؛ تحقيق در تاريخ ديپلماسي و حقوق بينالملل» نوشتهي او در سال 1955 به زبان انگليسي در نيويورك منتشر شد. جلد دوم كتاب «ايدئولوژي نهضت مشروطيت» با عنوان «مجلس اول و بحران آزادي» نيز آخرين اثري است كه از او يك دهه پيش توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شد.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 22:49  توسط علی اشرف فتحی
|
دبير سابق شورای عالی امنيت ملی ايران با اشاره به پرونده هسته ای اين کشور گفت: « يک روزی وقتی با آژانس بین المللی انرژی اتمی صحبت می کرديم در روزنامه ها می گفتند اينها دارند اسرار نظام را بيرون می برند. يک روز می گفتند البرادعی را به کشور راه ندهيد روز ديگر می گفتند هر چه که البرادعی بگويد درست است. در حالی که برخی معتقد بودند اين آقای البرادعی پدرش پالان دوز است و نبايد به او اين قدر بها داد.» وی اظهار داشت: «ما هنوز نتوانستيم به يک تفاهم با هم در اين مسايل برسيم يک بار می گفتند با اين غرب کافر ننشينيد و حرف نزنيد اينها خائن هستند، يک روز هم گفتند اين جاسوس های غربی چه آدم های خوبی هستند و چه گزارش خوبی داده اند. علت اين تضادها چيست؟
تحلیل جمشید برزگر را بخوانید!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:23  توسط علی اشرف فتحی
|
در روزهای گذشته بار دیگر نام سید حسین خمینی در رسانه ها مطرح شد. پس از نوشته جنجالی سایت نوسازی درباره حاج حسن آقا خمینی و درگذشت رئیس دفتر امام خمینی در هنگام اعتراض به این نوشته، بسیاری از همفکران دولت، در مقام دفاع تلویحی از سایت نوسازی ، به نام سید حسین خمینی نوه ارشد امام و فرزند حاج آقا مصطفی اشاره و مخالفت های قاطع امام با مواضع این نوه اش را یادآور شدند. اگر روزنامه های بهمن 57 را ورق بزنید تصویر سید حسین خمینی را در کنار یاسر عرفات خواهید دید. این نوه امام ، در آن روزها به دلیل جانبداری هایش از بنی صدر و مخالفت های مکررش با جریان های مکتبی و حزب اللهی آن روز، زبانزد خاص و عام بود. تا جایی که امام در نامه ای که در «صحیفه امام» نیز موجود است دخالت وی در سیاست را شرعاً حرام دانست. البته وی اگرچه گوشه نشینی و سکوت را برگزید ولی در سال های پس از سقوط صدام سفری درازمدت به عراق و سپس آمریکا داشت و در موضع گیری های شدیداللحنی خواهان حمله نظامی به ایران و تغییر حکومت شد(+ ) وی نظام فعلی را به انحراف از آرمان های انقلاب 57 متهم کرد. حتی شایع شد که وی با برخی سران کاخ سفید و نیز رضا پهلوی(ولیعهد سابق ایران) دیدار و رایزنی کرده است.سید حسین خمینی پس از این سفر جنجالی، به ایران بازگشت و در حالی که گمان می رفت وی بازداشت و زندانی شود، به زندگی خود در قم ادامه داد. بعدها معلوم شد که مادر بزرگش (همسر امام) مقامات را از هرگونه برخورد با وی برحذر داشته بود. حسین خمینی سال گذشته نیز در گفتگویی با شبکه العربیه بر مواضع جنجالی اش پافشاری کرد(+) . وی که ۴۸ سال دارد، عالم باسوادی است و از طرف مادری نوه شیخ مرتضی حائری(فرزند شیخ عبدالکریم مؤسس حوزه قم) می باشد. وی علیرغم دیدگاه های بسیار متفاوتش، همچنان روابط حسنه ای با پسرعمویش حاج حسن آقا و دیگر اعضای بیت امام دارد. عکس فوق را محمد علی ابطحی دو سه سال پیش در یک مهمانی، از مرحوم آیت الله توسلی و حاج سید حسین خمینی گرفته است. یکی از موضع گیری های اخیر وی علیه دیدگاه های رسمی نظام را هم در اینجا ببینید.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 0:51  توسط علی اشرف فتحی
|