تبليغاتX
تورجان

تورجان


افسانه مبارزه با خرافات!

در دهه محرم امسال مطمئن شدم که مسؤولین، بر خلاف سخنان و های و هویشان، چندان علاقه ای به مبارزه با خرافات ندارند. همگی دیدیم که آقای پرزیدنت برای بار چندم پای منبر مداحی نشست که با ادبیات چاله میدانی و قهوه خانه ای اش، سرآمد حماقت،خرافات ، بی ادبی و هتاکی شده است. کیست که از نزدیک او را دیده و به  بی بهره گی او از حداقل سواد و ادب و شعور پی نبرده باشد؟!! ولی می بینیم که همسفر رئیس حمهور در سفرهای استانی شده و از زمان شهرداری آقای پرزیدنت، مشمول عنایات مضاعف شده است.                         

... و باز در دهه محرم امسال دیدیم که صدا و سیمای کشورمان، بار دیگر مهم ترین تریبون تبلیغاتی مداحان عراقی شده بود و صحنه های عزاداری عراقی ها – که در خرافه و بی محتوایی همواره گوی سبقت را از ایرانیان ربوده اند! – بارها و بارها، مستقیم و غیر مستقیم از شبکه های مختلف پخش می شد. نمی دانم آقایانی که در سال های قبل باسم کربلایی را به اوج شهرت رساندند می دانستند که همین آقای مداح، که مثل غالب مداحان، از کمترین میزان سواد و مطالعه برخوردار است، چرا باید اراجیف ذهنش را به نام مقدس مداحی اهل بیت، تحویل ماهایی بدهد که در چکامه سرایی هم، از او و همسانان او جلوتریم؟! آقایانی که قمه زنی و علم کشی را قدغن می کنند و بر سر این انجام وظیفه شان بوق و کرنا می کنند، می دانند که امثال همین باسم کربلایی و دیگر هموطنان محترمش، از هواداران وجوب یا استحباب مؤکد قمه زنی بوده و آن را جزئی از دین و ناموس خود می دانند؟! در همین قم تا همین چند سال پیش می دیدیم که نیروی انتظامی برای جلوگیری از قمه زنی علما! طلاب! و عزاداران عراقی، چه تمهیداتی می اندیشید و در نهایت هم با سنگ پرانی این علما و عزاداران اباعبدالله! به نیروی انتظامی و با انجام موفقیت آمیز عمل کثیف قمه زنی، پلیس ما دست از پا درازتر، کاسه   کوزه اش را جمع  می کرد و می رفت! مرحوم آیت الله معرفت که از معدود عالمان متعهد و عاقل و فهمیده روزگار ما بودند و سال گذشته در چنین روزهایی رحلت کردند، می فرمودند که چند دهه قبل که قمه زنی، با صدور فتاوای حضرات مراجع نجف، مشروعیت یافت، جمعی از روحانیون نجف تصمیم می گیرند تا برای آنکه از مردم عقب نمانند! خود نیز دسته مستقل قمه زنی راه بیاندازند! و داد و فریادهای آقای معرفت هم به جایی نمی رسد!(خانه از پای بست ویران است!!) و مگر در تاریخ مبارزات!ملت عراق با رژیم بعثی شان، ثبت نشده که وقتی حزب بعث، قمه زنی و عزاداری را ممنوع اعلام می کند، زنان با مخفی کردن قمه در زیر چادر، به حرم امام علی می آیند و در یک لحظه، قمه ها را آشکار کرده و به مردانشان می دهند تا حماسه دیگری خلق کنند!! و مأموران نیز درنگ نکرده و اقدام به قتل عام وحشیانه مردم می کنند. حال چه اصراری هست که چنین افکار خطرناکی با هزینه گزاف پخش زنده، به خورد ملت زخم خورده ما داده شود؟! یاد مرحوم دکتر شهیدی به خیر که محرم سه سال  پیش، دلسوزانه به رهبر و علما هشدار داد که اگر در برابر این خرافات نایستند، روزی تکفیر خواهند شد!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 22:55  توسط علی اشرف فتحی  | 

زبان آب

از چکامه های عاشورایی، به دو شعر عشق می ورزم. یکی شعر زیبای مرحوم حسین منزوی و دیگری این بیت زیبای مرحوم دکتر حسن حسینی:

 

گویند که از هیبت دریای دلت       آن روز، زبان آب، بند آمده بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 10:49  توسط علی اشرف فتحی  | 

شب عاشوراست!

شب عاشوراست! ۱۳۶۸ سال است که می گرییم. برکشتگان طف مویه می کنیم و نوحه می خوانیم. می ترسم! هرشب عاشورا که می آید می ترسم! می ترسم که    گریه ام بر کشتگان نینوا از روی عادت باشد! می ترسم که از روی تقلید باشد! می ترسم که جاهلانه باشد! می ترسم که کاسب کارانه باشد! می ترسم که خودخواهانه باشد! می ترسم که . . . و بدتر از همه! می ترسم که دشمنانه باشد! مگر می شود که دشمنانه هم گریست؟! آری! می شود! مثل عمربن سعد! فرمانده پیروز عملیات کربلا! او نخستین کسی است که بر حسین گریسته است! باور نمی کنید؟!  طبری را بخوانید! کامل ابن اثیر را ببینید! مقاتل شیعه را ببینید! آنگاه که زینب در آخرین دقایق عمر برادر، عمرسعد را بازخواست می کند که چرا در برابر کشته شدن نواده پیامبر سکوت کرده است؟ عمر سعد روی برمی گرداند و می گرید! و چه دردناک است که قاتلی در لحظه جنایتش بگرید! یعنی اوج فاجعه! یعنی قتل مضاعف! هم حسین را   می کشد و هم خودش را! وجدانش را! انسانیتش را! آبروی خود و پدرش را!          

شب عاشوراست! و من می ترسم که گریه کنم! می ترسم که عزادار شوم! و مگر کوفیان هم با شنیدن سخنان زینب ، بر حسین مویه نکردند؟! پس بهتراست که یا گریه نکنم و نکنیم و یا اگر گریه امانمان نمی دهد همانند  عمرسعد روی برگردانیم و اشک بریزیم! نگذاریم زینب اشکمان را ببیند! زینب عزادار عاشق و عاقل می خواهد، نه شریک جرم عمرسعد! لااقل اگر دیندارانه عزاداری نمی کنیم، جوانمردانه گریه کنیم!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 1:38  توسط علی اشرف فتحی  | 

دانلود «زینب زینب» مؤذن زاده

حاج سلیمخاتمی در اواخرعمر حاج رحیم از وی تقدیر کرد       

مرتضای عزیزم، نوحه زیبا و دوست داشتنی «زینب زینب» حاج سلیم مؤذن زاده اردبیلی(برادر مرحوم حاج رحیم مؤذن زاده - مؤذن بزرگ ایران -) را همراه با تصویری از حاج سلیم در کنار بستر برادر بزرگش در آخرین روزهای عمر رحیم، برای دانلود در وبلاگش قرار داده است. پیشنهاد می کنم حتمن سری به اینجا بزنید! 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 22:56  توسط علی اشرف فتحی  | 

بزرگترین دسته عزاداری کشور: تا سه روز دیگر!

دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان سال 84                                       

سه روز دیگر موعد برپایی بزرگترین دسته عزاداری کشور فرا می رسد. سال هاست که مردم زنجان و شهرهای اطراف، عصر هشتم محرم به یاد عباس بن علی -علیه السلام- از حسینیه اعظم به سوی امامزاده ابراهیم شهر حرکت می کنند . در سال های اخیر بیش از دویست هزار نفر در این دسته  شرکت می کنند. علاوه بر اهالی شهر، جمعی  از اهالی استان های ترک زبان همسایه و حتی  کشور آذربایجان خود را به زنجان می رسانند تا در این آیین بی نظیر شرکت کنند.

پیشاپیش دسته، هزاران گوسفند نذری اهدایی به حسینیه، حرکت می کند و صحنه جالبی خلق می شود.کثرت این گوسفندهای نذری به حدی است که حسینیه،عنوان«دومین قربانگاه جهان پس از منا» را از آن خود کرده است. در این دسته نه علم کشی می کنند و نه از خودنمایی های رایج در مجالس عزاداری خبری هست. فقط سیل انسان های آرزومند و پاک طینتند که نوحه های سنتی و قدیمی را زمزمه می کنند و بر سر و سینه می زنند. سابقه بنای حسینیه اعظم زنجان گویا به سه قرن می رسد و مورد عنایت و تقدیس اهالی منطقه بوده است. متأسفانه این جمعیت انبوه به درستی مدیریت نمی شود و از این فرصت طلایی استفاده بهینه ای نمی کنند. در سال های اخیر نیز با وجود بی اعتنایی مردم، دستگاه های دولتی با استفاده از نفوذشان در هیأت امنا و پایگاه بسیج حسینیه، اقدام به سوء استفاده از این دسته بی نظیر کرده و اغراض سیاسی خود را با توسل به مقدسات مردم پیگیری می کنند. در چند سال اخیر که شبکه های داخلی و خارجی وابسته به صدا وسیما این آیین را پوشش مستقیم می دهند، میزان سوء استفاده های سیاسی نیز افزایش یافته است. همین دو سال پیش با پیوند دادن "عاشورا"  و "انرژی هسته ای"!! لابه لای جمعیت را مملو از این قبیل شعارهای نخ نما شده کرده و پوشش تلویزیونی گسترده و بی سابقه ای نیز داده بودند. تاریخ نشان داده که اینگونه کارهای دستوری و جناحی، پیشاپیش شکست خورده است. مثل راه پیمایی ها و نماز جمعه ها که اجباری شدن و جناحی کردنشان، در عمل به مبتذل شدنشان انجامید. مطمئنم که اگر این دسته نیز دولتی بود، نه چنین دوامی داشت و نه چنین شکوه و عظمتی.(تصاویر فوق متعلق به سایت حسینیه اعظم زنجان می باشد)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 18:47  توسط علی اشرف فتحی  | 

درگذشت قاری مشهور جهان اسلام

مرحوم شحات محمد انورعجب اوضاعی شده! مشاهیر،یکی پس از دیگری می میرند! امروز هم اعلام شد که استاد شحات محمد انور قاری خوش صدای مصری در سن پنجاه و هشت سالگی درگذشته است.چون سال ها من از شنیدن صدایش لذت برده ام و در نوجوانی ام در قرائت قرآن از مقلدانش بوده ام ، علیرغم بی حوصله گی، لازم دیدم یادی از او کنم. یادش به خیر! با همخوانی گروهی بر اساس قرائت زیبای سوره نازعات وی به جوایزی هم دست یافتیم. خوشبختانه پسرش «انور» همانند پدر، از استادان جوان قرائت شده و چندین بار در غیاب پدر به ایران هم آمده است. یادش گرامی!  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 17:7  توسط علی اشرف فتحی  | 

همه چیز درباره آن مصاحبه فروغ

 فروغ فرخزاد در اواخر عمر

  رادیو زمانه دیروز گفتگویی داشت با ایرج گرگین گوینده قدیمی رادیو ایران که اکنون در خارج از کشور زندگی می کند. گرگین در سال 1343 گفتگویی با فروغ فرخزاد داشت که در محافل ادبی آن زمان جنجالی شد. فروغ در آن مصاحبه که دو سال قبل از مرگش انجام شد، با صراحت مخصوص به خودش به شعر سنتی حمله کرد و حتی«مجنون» را که قرن ها یک کاراکتر ثابت در اشعار عاشقانه بوده و هست  یک بیمار روانی مسخره خواند!  نوار کاست این مصاحبه را که از طریق استاد پرویز خرسند تهیه کرده ام ، برای دانلود تقدیمتان می کنم. دیشب که با استاد درباره جوانمرگی بسیاری از شعرای معاصر گفتگو می کردم ، ایشان ضمن تمجید فراوان از فروغ  گفت که اگر فروغ یک سال دیگر زنده می ماند آنقدر توانایی داشت که در این مدت کوتاه هم، «تولدی دیگر»ی دیگر و حتی بهتر و زیباتر خلق کند.متن گفتگوی رادیو زمانه با ایرج گرگین را در ادامه مطلب می توانید بخوانید و یا  اینجا  کلیک کنید. برای دانلود فایل صوتی مصاحبه نیزاینجا کلیک کرده  و گزینه save target as.. را انتخاب کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 11:24  توسط علی اشرف فتحی  | 

استاد دکتر سید جعفر شهیدی دانشمند بزرگ ایران درگذشت

 استاد تابستان امسال هم بستری شد

سرانجام بیماری طولانی مدت، دکتر شهیدی را از پای درآورد و این استاد برجسته و کم نظیر زبان و ادبیات فارسی،  تاریخ و دین شناسی در سن 89 سالگی چشم از جهان فروبست. استاد شهیدی که پس از دکتر محمد معین توانست به خوبی از عهده اداره مؤسسه لغت نامه دهخدا برآید، همچنین در ترجمه نیز تبحر داشت و برگردان زیبایی از نهج البلاغه ارائه داده است. او که از شاگردان برجسته مرحوم آیت الله خویی در حوزه نجف به شمار می رفت، توانست با تحصیلات دانشگاهی در تهران به یکی از استادان کم نظیر دانشگاه تهران تبدیل شود. در اینجا خاطره ای شنیدنی را که با دو واسطه از ایشان شنیده ام نقل می کنم. ایشان  پس از ترک حوزه نجف و درآوردن لباس رایج روحانیت، تصمیم به تراشیدن ریشش هم می گیرد! وقتی بدون ریش و عبا و عمامه به خانه برمی گردد و در را می کوبد، پسرش قادر به شناسایی او نمی شود و به مادر می گوید که «آقایی دم در کار دارد»!! به هرحال ، سخن و نظر دکتر شهیدی برای خیلی ها فصل الخطاب بود. هرچند که در جامعه جهل زده ما همانند دیگر استادان برجسته، آنگونه که باید قدرش شناخته نشد. یکی از پژوهش های ماندگار او اثری است که با عنوان «پس از پنجاه سال ، پژهشی تازه پیرامون قیام  حسین(ع)» منتشر کرده است. او در مقدمه این کتاب 216صفحه ای، ضمن تأکید بر غیرواقعی بودن بسیاری از گزاره های تاریخی که برای ما از مسلٌمات تاریخی شمرده می شود، خواهان بازنویسی تاریخ اسلام شده است.                                                                                                                                                                              مرحوم دکتر شهیدی در صفحه 156 کتابش به قول عامیانه اش به سیم آخر زده و گفته است:« همین که حرکت کاروان امام حسین از مکه به عراق آغاز می شود، هرچه پیشتر می آییم تاریکی های بیشتری بر واقعیت تاریخی سایه می افکند. مخصوصن از نقطه ای که کاروان با دسته پیشرو سپاهیان کوفه به فرماندهی حر پسر یزید  روبه رو می شود تا ساعتی که جنگ در صحنه کربلا پایان می یابد، به قدری روایات با یکدیگر متناقض و یا ناسازگار است که می توان گفت تنها نقطه اشتراک آنان همین است که درگیری روز دهم محرم سال شصت و  یکم هجری رخ داده، و از همراهان امام، هرکس به سن بلوغ رسیده  با وی به قتل رسیده است. حتی درباره  اینکه چرا علی بن الحسین را نکشتند، مورخان شیعه و سنی همداستان نیستند. نخستین سند کتبی که ما در دست داریم و نسخه های  آن تا امروز باقی مانده، حداقل دویست سال بعد از حادثه نوشته شده است.»                                                                                                                                   امروز وقتی خبر درگذشت  دکتر شهیدی را به استاد پرویز خرسند دادم بسیار اندوهگین شد و به فکر فرو رفت. می گفت در سال هایی  که دکتر معین در کما بود  دکتر شهیدی در کلاس، هنگام نقل قول از معین با عنوان مطایبه آمیز «نیمه مرحوم دکتر معین» از او یاد می کرد!                                                                                                                                      فرزندش احسان که طلبه بود در جبهه های جنگ به شهادت رسید و استاد امروز در خانه دخترش شکوفه شهیدی به ملکوت اعلی پیوست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 14:42  توسط علی اشرف فتحی  | 

قصه های برفی

       من و دایی ام شهید غلامرضا فتحی بازهم بارش برف در قم آغاز شده و می رود که برای دومین بار متوالی در یک هفته، شهر را سفیدپوش کند. برف دی ماه مرا به بیست و یک سال قبل می برد... روزهای شدیداً برفی آن سال... و به یاد روزهای بمباران و عملیات و کولاک های به یاد ماندنی زنجان جنگ زده آن روزها می افتم، به یاد مرحوم پدربزرگم که پاروکردن برف های پشت بام صد و چند متری مان را یک تنه انجام می داد، و به یاد دایی شهیدم که در یکی از روزهای برفی دی ماه 65 خداحافظی کرد و رفت، به شلمچه، و دیگر خبری از او نیامد... تا ده سال بعدش که مشتی استخوان را تحویلمان دادند. دایی غلامرضای من فقط 16 سال داشت که رفت... آن هم با سه سال سابقه جبهه.  یکی می گفت اسیرش کردند، دیگری می گفت زخمی شده بود و رهایش کردیم، یعنی خودش خواست تا برویم و گیر تانک های عراقی نیافتیم...                                                                                             این روزها به یاد روزهای برفی سال شصت و چهار می افتم که با دایی غلامرضا، زیر بارش شدید برف در خیابان های  زنجان به دنبال بلندگویی برای مراسم روضه مان بودیم. آخرش هم پیدا نکردیم! ولی من از اینکه در چهار سالگی  با دایی پانزده ساله ام و دوستانش زیر برف قدم می زدم لذت می بردم. حس می کردم که بزرگ  شده ام!... این عکس ، یادگاری از همان روزهاست. مادرم این عکس را چند ماه پیش از رفتن همیشگی دایی ام از من و او گرفت...                                         

سالها بود که چنین برفی را ندیده بودم. با همه سختی هایی که برایمان ایجاد کرده، از آمدنش خوشحالم. چون مرا به آن سال های رؤیایی برده و  آرامم کرده... کاش می شد باز هم با دایی ام در زیر برف ، قدم بزنم! حتماً با مراجعه به وبلاگ من، صدای زیبای سلیم مؤذن زاده اردبیلی را هم می شنوید. نوحه«زینب زینب» سلیم، نیز مرا به آن روزها می برد. مؤذن زاده این نوحه را در سال ۶۴ خوانده است و همانطور که فقط ربناهای شجریان مرا متوجه رسیدن رمضان می کند، تنها و تنها  این نوحه و این صداست که مرا متوجه آمدن محرم می کند.  

یاد همه شهدایی که با این نوحه ، عشق می کردند به خیر! یاد همه شهدای مظلوم کربلای چهار و پنج به خیر!... یاد شلمچه! یاد فکه! یاد مجنون!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 0:14  توسط علی اشرف فتحی  | 

انتخابات که بیاید باز هم از این پوسترها می بینیم؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 23:31  توسط علی اشرف فتحی  | 

گزارش گاردین درباره‌ سیمون دوبوار بانوی شورشی فرانسه

                            سیمون دوبوار و ژان پل سارتر در دوران پیری                                                                                           نهم ژانویه ۲۰۰۸، صدمین سالروز تولد سیمون دوبوار، نویسنده مشهور فرانسوی است. به همین مناسبت چند روز گاردین مطلبی به قلم آنجلیک کریزافیز منتشر کرد. نویسنده در این مقاله به نگاه فرانسه به سیمون دوبوار، ۲۲ سال پس از مرگش می‌پردازد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 22:8  توسط علی اشرف فتحی  | 

ما و امام حسین و باقی قضایا...

اگر ما ایرانی ها به جای امام حسین بودیم چه می کردیم؟ با اندک دقتی در رفتار و روابط اجتماعی ما قاطعانه   می گویم که به جای مقاوت جانانه در برابر حکام ظالم، عقده های خود را بر سر مظلومین و مستضعفین دور و برمان خالی می کردیم! رفتار آحاد جامعه با همدیگر در دو قضیه سهمیه بندی بنزین و بارش های اخیر برف، جای هیچ شکی نمی گذارد که جامعه با بحران بزرگ اعتقادی و اخلاقی روبه روست و عزاداری های میلیونی ولی صوری و بی محتوا علاج کار نیست. خودمان را گول نزنیم!                                                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 14:49  توسط علی اشرف فتحی  | 

زندگی زیباست...!

                                                        برف در قم از نگاه دوربین سید مرتضی ابطحی   1. دیروز که از ساعت نه ونیم صبح در ترمینال جنوب تهران به دنبال وسیله ای برای آمدن به قم بودم به بهانه بسته بودن آزادراه تهران قم ،هیچ اتوبوس و یا سواری خطی دولتی کار نمی کرد. در حالی که سواری های شخصی با پنج برابر کردن نرخ همیشگی شان اقدام به خدمت رسانی می کردند! و تصریح می کردند که راه باز است.

2. حتی پس از اعلام رسمی گشایش اتوبان قم ، اتوبوس های موجود در ترمینال، اصرار بر مسدود بودن راه داشتند!

3. وقتی حوالی ساعت 7 دیشب از اتوبان به قم می آمدم شاهد بودم که تنها حداکثر حدود نیم متر برف آن هم در چند نقطه خاص بر زمین نشسته بود. هیچ مأمور جان بر کفی ! هم در مسیر ، مشاهده نکردیم.

4. دیشب جاده قدیم تهران قم هم مملو از ماشین های سنگین بود. ولی امروز ظهر اعلام شد که این جاده با تلاش مأموران جان بر کف، ساعت 11پیش از ظهر بازگشایی شده است!

5. در شهر تهران و قم وسایل حمل و نقل عمومی وابسته به شهرداری، از سرویس دهی به مردم سرمازده اجتناب می کنند، ولی امروز نمایندگان ملت! از خدمات شهرداران به مردم در این سرمای فراگیر تقدیر کردند!

6. احمدی نژاد دیروز فرمود که این سرما در نیم قرن اخیر بی سابقه بوده است!! یادش به خیر! وقتی بچه بودیم – یعنی همین پانزده سال قبل- سرما و برف به مراتب شدیدتری را تجربه می کردیم.

 

نتیجه گیری اخلاقی: دروغگو نه تنها دشمن خدا نیست بلکه نماینده تام الاختیار ذات اقدس اله بر این مردم فلک زده است!!

 

نتیجه گیری سیاسی: ملت همیشه در بلا! آماده شرکت پرشور در انتخابات و انتخاب نماینده اصلح! باشند!

 

نتیجه گیری هنری: آموزشگاه فوق تخصص بازیگری به مدیریت آیت الله هاله نوری هنرجو می پذیرد!
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 21:19  توسط علی اشرف فتحی  | 

بوسه بر جای پای رهبر!

 بوسه بر جای پای رهبر!
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:14  توسط علی اشرف فتحی  | 

شبیه سازی منافاتی با خداباوری ندارد

در سال‌هاى اخیر در میان همه پژوهش‌گران تکنولوژى و علم ژنتیک در کشورهاى پیشرفته از جمله اروپا و آمریکا ،تعداد قابل توجهى از پزشکان و محققان ایرانى نیز هستند که در مراکز تحقیقى دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشى، موفقیت‌هاى فراوانى به‌دست آورده‌اند. یکى از این پژوهش‌گران ایرانى، پروفسور مسعود خاتمى، استاد مدرسه پزشکى دانشگاه نیویورک است که از حدود چهل سال پیش تاکنون، تحقیقات زیادى در زمینه درمان نازایى و تولید مثل در آزمایشگاه انجام داده است. وى یکى از متخصصان شناخته شده این رشته در سطح جهان است. پروفسورمسعود خاتمى علاوه بر رشته تخصصى خود، فعالیت‌هاى اجتماعى جانبى و قابل ملاحظه‌اى نیز دارد. از جمله این فعالیت‌ها، ایجاد یک شبکه در آمریکا براى کمک رسانى مالى، پزشکى و اقدامات پیش‌گیرانه در برابر حوادث طبیعى است که براى مثال می‌توان به کمک‌هاى وى به بازماندگان زلزله بم در چهار سال گذشته اشاره کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 20:36  توسط علی اشرف فتحی  | 

فریاد از این زمستان!

مدتی است که در رفت و آمدهایم در شهر ، شاهد درگیری های لفظی و یا فیزیکی زیادی بین مردم هستم. تقریباً کمتر روزی است که با اعصاب راحت ، به خانه برگردم. ولی امروز چیزی را دیدم که ضروری دانستم در اینجا درباره اش بنویسم. ظهر امروز با دو تن از دوستان در حرم حضرت معصومه نشسته بودیم که دیدیم در انتظامات حرم ، چند تن از خادمین حرم مشغول ضرب و شتم جوانی هستند! ابتدا گمان کردم که با یکدیگر شوخی می کنند. ولی متأسفانه قضیه جدی بود و  این جوان که از قیافه اش فلاکت و استضعاف می بارید زیر مشت و لگد این خدام محترم ، قرار گرفته بود. چرا؟ وقتی پرسیدیم گفتند که کفش کسی را دزدیده! تصمیم گرفتیم به این به ظاهر خادمان یادآوری کنیم که کارشان از نظر شرعی (حتی دین سنتی)، قانونی (اساسی و عادی)، اخلاقی ، انسانی و اجتماعی محکوم است. ولی با واکنش تند وبی ادبانه این افراد مواجه شدیم. آنها علاوه بر فحاشی و ضرب و شتم این جوان بیچاره ، اقدام به تفتیش بدنی وی نیز می کردند. البته یک مأمور پاسگاه انتظامی حرم هم آنها را در این خدمت رسانی ! یاری می کرد. بحث ما و این خدام به درازا و جدال شدید منجر شد و این افراد نه تنها حاضر به قبول جنایتشان نبودند بلکه صراحتاً می گفتند که به شما مربوط نیست  ما چه می کنیم؟! آسمان را به ریسمان بافتند که کار زشتشان را توجیه کنند. آنها که لابد در همه جا پز خادم بودنشان را می دهند! و جانماز آب می کشند که بهشت را تملک کرده اند ، عملاً با ضرب وشتم وحشیانه یک انسان بدبخت و فلک زده که برای امرار معاشش ، کفش دزدی می کند، آبروی حرم را در انظار زوار داخلی و خارجی مخدوش می کنند. با کمال شرمندگی باید گفت که چنین رفتارهایی را بارها از این افراد مشاهده کرده ام و نمی دانم به کجا باید پناه برد؟! به تولیت حرم که او خودش از عوامل تحمیق و استحمار مردم است و یا مدعیان روشنفکری و اصلاح طلبان که خودشان با هزینه میلیاردی که صرف ساخت شبستان جدید حرم کردند آب به آسیاب این تفکر خانمان سوز ریختند، در حالی که با این پول هنگفت می توانستند امثال این جوان بینوا را تا حدی سیراب کنند که دیگر کفش دزدی نکند! همین دو روز پیش بود که یک راننده تاکسی ( که به لطف سهمیه بندی بنزین دیگر مسافرکشی نمی کنند و با فروش سهمیه خود و یا مسافر دربستی به ریش همه مسافرانی که در سرما منتظر تاکسی اند می خندند) در برابر اعتراض یک پیرمرد که از او می خواست  به وظیفه شغلی اش عمل کند به او حمله ور شد و فحاشی کرد. راننده دیگری نیز در برابر اعتراض چند خانم ، در کمال اقتدار فریاد زد که فقط اگر دلش بخواهد مسافر کشی می کند!  با این اوضاع و احوال که حکومت وملت، بی خیال قانون و شرع و اخلاق و انسانیت شده اند ، فقط زمزمه دو شعر «زمستان است» و «فریاد» اخوان ثالث می تواند آرامم کند!!؟؟ کاش یک بار هم که شده به جای این همه تظاهر تهوع آور  به دینداری ، به این آیه قرآن فکر می کردیم که :« ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.» شهید چمران این آیه را اینگونه به فارسی برگردانده است:«بدون یک انقلاب عمیق فکری ، هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود.»

 

در همین باره بخوانید:

نه در مسجد ... نه در میخانه!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 13:46  توسط علی اشرف فتحی  | 

اقتدا به بازرگان

آقای خامنه ای پشت سر بازرگان نشسته است                             

هفته نامه شهروند امروز در شماره اخیرش ، صفحاتی را به گرامیداشت صد سالگی مهندس مهدی بازرگان اختصاص داده است. هادی غفاری از روحانیون جنجالی سالهای اول انقلاب  به این هفته نامه گفته است:« وقتی امام خمینی حکم نخست وزیری مرحوم بازرگان را صادرکردند من وآقای مطهری ومهندس بازرگان سوارماشین شدیم وبه سمت دانشگاه تهران آمدیم تا حکم ایشان را درآنجا قرائت کنیم. وقت نماز که شد ، در مسجد دانشگاه تهران بنا به نماز جماعت شد ، شاید باورتان نشود که امام جماعت ، آقای بازرگان شدند و بنده هم به تبع مرحوم مطهری به ایشان اقتدا کردم.» (همان،ص49)

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 14:17  توسط علی اشرف فتحی  | 

مدفن امام یا مدفن آرمان های امام؟!

       عکس از سید امیر حسین ابطحی                 کسانی که که در چند ماه گذشته از اتوبان تهران قم گذر کرده اند لابد به منظره حرم بی گنبد امام خمینی برخورد کرده اند. گنبد قبلی که هجده سال گذشته بر مزار امام نصب شده بود قرار است جای خود را به گنبدی بدهد که اثری از آلودگی هوای تهران بر آن نباشد! در سالیان اخیر علاوه بر گسترش مناره ها و گنبدها! ، چند صحن دیگر با هزینه های هنگفت ساخته شده و یا می شود. گویا در این جهت ، هر دو جناح حاکم ، اختلافی با یکدیگر ندارند و هر دو سعی در سهیم شدن بیشتر در این پروژه ملی دارند! کسانی که در حد بسیار کمی نیز در جریان امور هستند می دانند که چه هزینه های سرسام آوری به نام بزرگداشت امام بر بیت المال تحمیل می شود و نتیجه چندانی نیز عاید نمی شود ، نه برای شناسایی بیشتر امام به انبوه جوانانی که دوران امام و انقلاب را ندیده اند و نه برای ملتی که عاشقانه امامشان را استقبال و بدرقه کردند. برای خود من بسیار اتفاق افتاده که هنگام گذشتن از کنار حرم امام، شاهد اعتراض و انتقاد احتیاط آمیز و ناخرسندی اقشار متفاوت مردم از نحوه گسترش این بنا بوده ام ، بنایی که به دلیل موقعیت آن در نود و پنج درصد روزهای سال تقریباً بلااستفاده است. سرمایه گذاری های آنچنانی برای حرم و نوع گسترش و ساخت آن بدون هیچ شک و شبهه ای  ، بی حرمتی به امام ، شهدا و مردم و نوعی خیانت تاریخی به آرمان های امام و انقلاب است. البته در کشور ما که میلیونها نفر در زیر خط فقر به سر می برند ، از اینگونه اسراف ها که تحت عناوین فرهنگی و دینی انجام می شود کم نیست!  کاش امام را  در آرامگاهی معمولی کنار شهدایی که به عشق او جان دادند دفن می کردیم و به جای این هزینه ها که روزبه روز سرسام آورتر می شود به فکر نان شب خلق الله بودیم. ما در 16 خرداد1368 فقط جسم امام را دفن نکردیم بلکه از همان روز شروع به دفن آرمان های امام و شهدا نیز کرده ایم! در این میان هم ما مسؤولیم هم مسؤولین!                                   

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 15:19  توسط علی اشرف فتحی  | 

احمدی نژاد و همراهان در پشت وانت!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:57  توسط علی اشرف فتحی  | 

بی نظیر بوتو (نخستین رییس دولت زن در جهان اسلام)لحظاتی پیش از ترور به دست القاعده

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:13  توسط علی اشرف فتحی  | 

حاج حسن آقای خمینی

این عکسهارو امروز توی کلاس کفایه از حاج حسن آقا گرفتم. البته امیدوارم حاج آقا ناراحت نشه. چون حسابی از اینکه کسی تو کلاس حواسشو پرت کنه ناراحت می شه . مثلاً اگه کسی حرف بزنه یا بخنده یا ... مثل پدربزرگش امام خمینی ، خیلی رک تذکر می ده. واسه همین من با اینکه روبه روی حاج آقا بودم و منو می دید ، شروع کردم به چرخوندن گوشی دوستم مرتضی توی دستام و  وانمود کردم که دارم حین گوش دادن به درس ، با گوشی هم بازی می کنم!! ... و در یک لحظه عکس می گرفتم. البته برای اینکه صدای فلاش ، تابلو نشه ، سرفه می کردم!! به این ترتیب هم حواس حاج آقا و بقیه شاگردا رو پرت نمی کردم و هم به رسالت حرفه ای خودم عمل می کردم!! به هر حال حاج حسن آقا چند روزه واسه حرفهایی که پنج شنبه زده مسأله ساز شده! حتی دیروز شریعتمداری توی سرمقاله کیهان برای اولین بار ازش انتقاد کرده. دیروز ساعت ۱۰ صبح وقتی ازش پرسیدم که سرمقاله کیهان رو خونده یا نه؟ لبخند ملیحی زد و گفت که هنوز ندیده...شما هم می تونیداینجا و  اینجا رو بخونید و بیشتر بدونید. بقیه عکسها رو تو ادامه مطلب ببینید

 

                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 13:53  توسط علی اشرف فتحی  | 

نامه ای جالب به یک همشهری

جمعی از دراویش نعمت اللّهی گنابادی شهرستان گرمسار (زادگاه رئیس جمهور) طی نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد که همشهری آنهاست، نسبت به برخوردهای اخیر با دروایش گله کردند.این نامه حاوی نکات جالبی درباره خاندان احمدی نژاد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 23:10  توسط علی اشرف فتحی  | 

افسانه های علمی!

بعضی معتقدند نوشیدن روزانه هشت لیوان آب به سلامتی فرد کمک می کند و یا مطالعه در نور ضعیف به بینایی او صدمه می زند.عده ای هم هستند که می گویند انسان تنها 10 درصد از توانایی مغز خود را به کار می گیرد و یا تراشیدن موی پا باعث ضخیم تر شدن موهای دوباره رشد کرده می شود.با این همه بررسی های محققان آمریکایی درباره شواهد موجود پیرامون هفت باور عمومی حاکی از نادرستی آنها بوده است.آنگونه که نشریه پزشکی بریتانیا منتشر کرده پاره ای از این باورها یا افسانه های عملی کاملا اشتباه بوده اند و برای اثبات درستی پاره ای دیگر نیز هیچ دلیلی به دست نیامده است. محققان دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا در ایندیناپلیس برای بررسی صحت یا سقم هر یک از این باورها بررسی های جداگانه ای کرده اند. بر اساس این بررسی ها، محققان هیچ دلیلی برای اثبات صحت نظریه نوشیدن روزانه هشت لیوان آب نیافته اند.

افسانه های علمی   در حقیقت، بررسی های انجام شده حکایت از آن دارد که نوشیدن بیش از حد آب می تواند خطرناک باشد.نظریه دیگری که حاکی از استفاده تنها 8 درصد از توانایی مغز است کاملا اشتباه از آب درآمده است.مطالعات انجام شده بر بیمارانی که دچار آسیب مغزی شده اند نشان می دهد که هرگونه آسیبی به هر نقطه از مغز می تواند تاثیر همیشگی و خاص خود را بر توانایی های ذهنی، نباتی و رفتاری فرد داشته باشد. مطالع تصاویر مغزی نیز نشان می دهد که هیچ نقطه ای از مغز غیرفعال و یا ساکت نیست.باور دیگری که دال بر رشد مو و ناخن انسان پس از مرگ است نیز براساس تحقیقات این گروه ناشی از خطای دیدی است که به دلیل جمع وخشک شدن پوست انسان پس از مرگ پیش می آید.

بر این اساس رشد مو و ناخن نیاز به فعالیت های پیچیده هورمونی دارد که پس از مرگ متوقف می شود.ریچل وریمن، نویسنده این گزارش علمی در نشریه پزشکی بریتانیا به بی بی سی گفت باور به اینکه تراشیدن موی پا به سریع تر شدن رویش آن و رشد موهایی تیره تر و ضخیمتر منجر می شود، تنها توهم و خطای دید است. به گفته او نوک موهای تازه رشد کرده به دلیل تراشیده شدن، برشی خشن دارد که به ضخیم تروتیره تر دیده شدن آن کمک می کند.باور متخصصان بر این است که مطالعه در نور ضعیف به بینایی آسیبی نمی زند.دلایل و مستندات چندانی نیز برای حمایت از لزوم خاموش کردن تلفن موبایل در بیمارستان ها به دلیل تداخل امواج الکترومغناطیس به دست نیامده است. و باور آخر، که می گوید خوردن بوقلمون، به دلیل تریپتوفان آمینو اسید آن فرد را خواب آلوده می کند نیز بی اساس است.درحقیقت بوقلمون، مرغ و گوشت چرخ کرده گاو همگی به یک مقدار دارای تریپتوفان هستند.محققان می گویند: " هر وعده بزرگ غذایی می تواندبه خواب آلودگی فرد بیانجامد چرا که گردش خون و رساندن خون به مغز را کاهش می دهد و غذاهای غنی از پروتئین یا نشاسته می توانند به خواب آلودگی فرد منجر شوند. شراب نیز نقشی مشابه ایفا می کند." دکتر دیوید توی، سردبیرنشریه شواهد بالینی می گوید: " مشکل این است که اغلب رد کردن یک نظریه کار دشواری است. شواهد قابل استناد زمانی مهم می شوند که به مردم در تصمیم گیری های دشوار درخصوص مضرات و خطرهای پیرامونشان کمک کنند." به گفته وی " باید در نظر داشت که نبود دلیل و مدرک لزوما به معنای نبود تاثیر نیست. بسیاری از افسانه های علمی بی ضررند با این همه ما همواره با شواهدی روبرو می شویم که با باورهای جاری و توقعات ما مغایرت دارند."

 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 23:3  توسط علی اشرف فتحی  |